تبليغاتX
نوبهاری ها
یک وبلاگ برای بالا بردن اطلاعات شما

شايد تا به حال به فکر يافتن راهی بوده ايد که کامپيوتر خود را راحت تر از آنچه متداول است در حالت Lock قرار دهيد. اين کار بسيار ساده است و با طی کردن مراحل زير شما ميتوانيد یک Icon به صفحه نمايش یا Quick Launch اضافه کنيد که با يک ضربه ماوس بر روی آن سيستم شما در حالت Lock قرار ميگیرد.
1- بر روی صفحه نمايش خود
Right-Click کنيد و از Shortcut، New را انتخاب کنيد
2- در پنجرهای که ظاهر شده در قسمت
Type the location of the item فرمان زير را بنويسيد:
rundll32.exe user32.dll,LockWorkStation
3-
Next را بزنيد و نام Shortcut را وارد کنيد و کليد Finish را بزنيد.
جهت راحتي بيشتر پيشنهاد ميشود که ميانبر(
Shortcut) ايجاد شده را با ماوس به یک قسمت از فضای خالی Quick Launch بکشيد تا از اين پس در هنگام نياز با زدن يک کليد دستگاه شما در حالت Lock قرار گيرد
به همين سادگي يه راه ساده ترم هست كافيه تو
Windows Xp همزمان با هم كليدهاي: Windows+L رو فشار بدين rundll32.exe user32.dll,LockWorkStation این فایل رو Shortcut کنید تو دسکتاپ : در ويندوز سرى NT باعث LogOff ميشود ودر ويندوز هاى سرى Win9X باعث Shutdown ميشود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 22:50  توسط علی   | 

                   

                        

                             کم شدن پول تلفن و بیشتر شدن اعتبار کارت

 اول بگردين فايل System.ini رو پيدا کنيد . برای اين کار می تونيد از در ويندوز از سرج استفاده
کنيد ...
بعد اونو باز کنيد و دنبال [386
enh] بگرديد ...
بعد اين دستورات رو بهش اضافه کنيد و به همين صورت سيو کنيد :

Com0@00 Irq0000@0 Buffer=1024
@
number = ( 3,1,4,1,5,9)
@
letters = ( " this", " is ", "a" , "test" )
$
word , $ anther - word - ) = ( " one " , "two" )
woafont=dosapp.FON

البته مطالب بالا رو که گفتم شما به خاطر فارسی بودن صفحات برعکس ميبينيد که اگه تو پرونده مورد نظر کپی کنيد بايد سمت راست باشه !
البته متن را باید در خط بعد از [386
enh] تایپ کنید یعنی به این صورت
[386
enh]
Com0@00 Irq0000@0 Buffer=1024
@
number = ( 3,1,4,1,5,9)
@
letters = ( " this", " is ", "a" , "test" )
$
word , $ anther - word - ) = ( " one " , "two" )
woafont=dosapp.FON

یا
386
enh]
Com0@00 Irq0000@0 Buffer=1024
@
number = ( 3,1,4,1,5,9)
@
letters = ( " this", " is ", "a" , "test" )
$
word , $ anther - word - ) = ( " one " , "two" )
[
woafont=dosapp.FON


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 22:42  توسط علی   | 

مقدمه

 - Hacker کيست ؟
هکر کسی است که با سيستم های کامپيوتری آشناست و می‌تواند با روش‌هايی خاص (بدون اجازه) وارد آنها شود... اين انسان می‌تواند خوب يا بد باشد ( در هر حال هکر است )

- سوال: يک هکر از چه راهی وارد يک سيستم می‌شود؟
از راه شبکه (نه بابا ! )
بايد توجه کنيد که هر سيستم کامپيوتری (به عبارت بهتر هر سيستم عامل) به هر حال محصول کار تعدادی انسان است و حتما دارای تعدادی
bug (خطاهايی که بعد از ارائه محصول به بازار به تدريج کشف می‌شوند) خواهد بود. بعد از اينکه يک باگ مشخص شد، شرکت ها نرم‌افزارهايی را به‌سرعت (در عرض چند ساعت ) ايجاد می‌کنند تا مشکل رفع شود اين‌ها را patch می‌گويند. و بعد مديران شبکه (Wbemasters) در عرض چند روز تا چند سال (آين آخری در مورد ايرانه) آنها را download کرده و مشکل را حل می‌کنند. در اين فاصله هکرها دمار از روزگار اين سايت‌ها در می‌اورند...

- تعريف چند اصطلاح:

***
Hacker واقعی = سامورايی :
کسی که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها نشان دادن ضعف سيستم‌های کامپيوتری است نه سوءاستفاده ...

***
Wacker (واکر):
کسی که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها، استفاده از اطلاعات آن سيستم‌هاست (جرو هکر‌های کلاه‌ سياه )

***
Cracker (کراکر):
کسی که هدفش از نفوذ به سيستم‌ها، خرابکاری و ايجاد اختلال در سيستم‌های کامپيوتری است. (جرو هکر‌های کلاه‌ سياه )

***
Preaker :
از قديمي‌ترين هکرها هستند که برای کارشان نياز (و دسترسی) به کامپيوتر نداشتند و کارشان نفوذ به خطوط تلفن برای تماس مجانی، استراق‌سمع و ... بود. اين جزو آموزش من نيست چون کار خيلی بديه

v زنگ ‌تفريح

- تقسيم بندی من برای هکر ها:

۱- جوجه‌هکرها (احمق کوچولوها):
توانايی‌ها: بلدند از
Sub 7 , یا magic ps  یا behzad ps  و ... استفاده کنند و فکر کنند ديگه همه‌چی رو ياد گرفته‌اند !

۲- خروس‌هکر‌ها يا مرغ‌هکرها (احمق‌های بزرگتر):
توانايی‌ها:
Mail Box را هم می‌توانند Bomb کنند ... ماشاءالله !

۳- هکرهای قابل‌احترام ( مثل خود شما):
دارند ياد می‌گيرند و هنوز
۲،۳ سال کار دارند.

۴- هکرهای پيش‌کسوت:
ديگه آفتاب لبه بومه ... هکرهای قابل احترام را دوس دارند


 تقسيم‌بندی

- انواع کامپيوتر‌های شبکه:
=> کامپيوترهای
Server : کامپيوترهايی که کارشان تامين اطلاعات در شبکه است، مثلآ کامپيوترهايی که سايت‌ها را نگه می‌دارند.
=> کامپبوتر‌های
Client : کامپيوترهايی که استفاده کننده هستند مثل همين کامپيوتر خودتان که داريد ازش کار می‌کشيد.


- انواع سيستم‌ عامل‌هايی که
Server ها از آن استفاده‌ می‌کنند:

=> سيستم‌های فعلی:
* خانواده
Unix (مثل FreeBSD, Linux, Sun Solaris )
* خانواده
Windows (مثل WinNT, Win2000 )
*
OsMac
=> سيستم‌های قديمی (منقرض شده - آخيش ! ):
AIX, IRIS, DEC10, DEC20 , ...


- سوال: کدام‌ها را بايد ياد گرفت؟
Win2000, Unix(Linux) را بايد ياد بگيريد. پيشنهاد من اين است که Win2000و RedHat Linux را روی کامپيوتر خود همزمان داشته باشيد.


 برای شروع چه چيزی لازم است؟

۱- Win2000 , Linux را روی کامپيوتر خود نصب کرده و شروع به يادگيری کنيد.
۲- شروع به يادگيری زبان C کنيد.
۳- شروع به يادگيری TCP/IP کنيد. (يک کتاب بخريد )
۴- مهمترين چيز علاقه به طی کردن يک را بسييييييار طوووووولانی


تقسيم‌بندی انواع حملات

Sub7 زياد هم بد نيست ولی نبايد زياده‌روی کرد علت هم اينه که هربار که به اينترنت وصل می‌شوند ip جديدی به‌ آنها اختصاص پيدا می‌کنه و زحماتتون هدر می‌ره (البته برای جلوگيری از اين امر هم روشهايی هست که در آينده ايشالله ميگم).
حالا تقسيم‌بندی:
۱- حمله به روش Denial of Service Attack) DoS)
۲- حمله به روش Exploit
۳- حمله به روش Info Gathering (تلنت کردن يکی از مثالهای آن است که امروز آموختيد)
۴- حمله به روش Disinformation


v 133t Speak چيست؟

گاهی هکرها در هنگام نوشتن به جای تعدادی از حروف انگليسی معادل‌های قراردادی به کار می‌روند که ليست آنها را در زير می‌بينيد:
0 <=
O1 <= L; I2 <= Z3 <= E4 <= A5 <= S6 <= G7 <= T8 <= B| <= L; I@ <= at (duh)$ <= S)( <= H}{ <= H/\/ <= N\/\/ <= W/\/\ <= M|> <= P; D|< <= Kph <= fz <= s


مثلا
he Speaks می‌شود:
}{3 $|>34|<
z
توصيه من اينه که از اين معادل‌ها تا جايی که می‌تونيد استفاده نکنيد. فقط ياد بگيريد که کم نياريد.


 ترسيم مسير برای آينده

۱- اولين و مهمترين تصميم انتخاب نوع کامپيوتری است که می‌خواهيد هک کنيد ( کلاينت يا سرور )، زيرا روش‌هک کردن اين‌دو بجز در مراحل ابتدايی کاملا متفاوت است.
۲- دومين گام انتخاب يک کامپيوتر مشخص (مثلا کامپيوتری که فلان سايت را نگه می‌دارد که مثالی برای کامپيوتر سرور است و يا کامپیوتر فلان شخصی که با او چت می‌کنيد که مثالی برای کامپيوتر کلاينت است) و جمع‌آوری اطلاعات در مورد آن است. اين جمع‌آوری اطلاعات از قربانی (Victim) را Footprinting گويند. اولين مشخصه‌ای که بايد کشف شود، ip اوست. يکی ديگر از اطلاعات مهم که معمولا دنبالش هستيم، پيدا کردن نوع سيستم‌عامل و نيز برنامه‌هايی است که کامپيوتر شخص از آنها بهره می‌برد. يکی از مهمترين ( و گاه خطرناک‌ترين) کارها، تست‌کردن پورت‌های آن کامپيوتر برای ديدن اينکه کدام پورت‌ها باز و کدام‌ها بسته هستند.
۳- مرحله بعدی در واقع شروع تلاش برای نفوذ به سيستم است. اين نفوذ سطوح مختلف دارد و بالاترين آن که در کامپيوترهای سرور روی می‌دهد، حالتی است که بتوان username و password مربوط به مدير کامپيوتر (administrator) يا superuser را به‌دست آورده و از طريق اين Shell Account به نهايت نفوذ دست‌ يابيم ولی گاه به‌دلايل مختلف (مربوط به سطح علمی خود و ... ) نمی‌توان به اين سطح دست‌يافت اما به هر حال برای مرحله بعدی می‌تواند استفاده شود. اين مرحله جايی است که هنر شما يه عنوان يک هکر آغاز شده و نيز به پايان می‌رسد.
۴- اين مرحله بعد از نفوذ روی می‌دهد که در آن به يک سطحی از کنترل سيستم رسيده‌ايد. رفتار شما در اين مرحله مشخص می‌کند که چه نوع هکر هستيد(سامورايی، واکر و يا کراکر) و اينکه آيا جنبه ياد گرفتن را داشته‌ايد يا نه، همينجا مشخص خواهد شد.
۵- مرحله آخر پاک کردن ردپاست تا گير نيفتيم (البته بعضی وقتها برای کلاس گذاشتن بايد گير بيفتيم، هه هه ...). بعضی از سيستم‌ها آمار login را نگه می‌دارند که در مورد آنها اين مرحله بسيار مهم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 22:41  توسط علی   | 

I Love You

اگر که از غمهای تو سر به بیابون بذارم
واست مهم نیست می دونم که جون دارم یا ندارم

اما اگه من نباشم آخه کی مرهمت میشه ؟
کی میشینه شمعدونی چشمای پر نمت میشه؟

کی میاد و تو انتظار اسیر و دیوونه میشه ؟
کی میاد و غلام اون خونه ی* ویرونه میشه ؟

وقتی که غم داری عزیز! حرفاتو با کی میزنی ؟
کاش بدونی تا عمر دارم عزیز و مونس منی

راستی اگه من نباشم ٬ رد پاتو کی می بوسه ؟
کی کنج اون شهر غریب تنها و بی کس می پوسه؟

کی واسه تو پناه میشه ٬ که ساکت و سراب نشی ؟
کی می تونه کمک کنه ٬ که از جفا خراب نشی ؟

آخه تو هم چیزی بگو ٬ حرفی بزن با اون چشات
اگه فقط خودت بخوای جون میریزم زیر پاهات

اگه نباشم پیش تو ٬ کی بی تو از تب میسوزه ؟
کی چشمای گریونشو به یک ستاره میدوزه ؟

تازه اگر کسی باشه که مثل من پیشت باشه
ستــاره ها اگـه بگــن یـه یــار دیگه بـاهـاشـه

بدون تو کی می تونه ٬ هی منو آزارم کنه ؟
کی می تونه با رفتنش از خونه بیزارم کنه ؟

کی می تونه زجرم بده ؟ رقیب برام جور بکنه ؟
کی می تونه قلب منو از خوشیهاش دور بکنه ؟

حالا نتیجه میگیریم ٬ پیش تو باید بمونم
با آزارت خو بگیرم ٬ اما رقیبو برونم

* منظور از خونه ی ویرونه دل ویرونست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 13:41  توسط علی   | 

                    

نام : .....

جرم : عاشقی

محکومیت : دار...

اونا دارن چوبه دار رو علم می کنن ( 25 دقیقه وقت دارم )

25 دقیقه دیگه تو جهنم هستم ( 24 دقیقه وقت دارم )

خوبه یکم لوبیا پخته بهم دادن که از گشنگی نمیرم ( 23 دقیقه وقت دارم )

میدونی ! هیچکی ازم نمی پرسه چه حالی داری ... (22 دقیقه وقت دارم )

به فرماندار نامه نوشتم به اون لعنتی ( اوخ ... 21 دقیقه وقت دارم )

به شهردار تلفن کردم ... نیست ... رفته نهار( 20 دقیقه وقت دارم )

کلانتر می گه دوست دارم بیبینم چه جوری می میری ( 19 دقیقه وقت دارم )

بهش خندیدم و تف انداختم تو صورتش ( 18 دقیقه وقت دارم )

به قاضی تلفن زدم التماس کردم ( 17 دقیقه وقت دارم )

اون گفت : دو هفته دیگه زنگ بزن ... نه سه هفته دیگه ( 16 دقیقه وقت دارم )

وکیلم می گه : ببخشید متاسفم این پرونده رو باختم ( 15 دقیقه وقت دارم )

خب ... اگه باختی و متاسفی بیا جا تو با من عوض کن (14 دقیقه وقت دارم )

حالا کشیش هم اومده تا برام دعا بخونه (13 دقیقه وقت دارم )

اون از آتیش جهنم حرف می زنه و من سردمه ( 12 دقیقه وقت دارم )

حالا دارن طناب رو امتحان می کنن ... پشتم یخ زده ( 11 دقیقه وقت دارم )

طناب لعنتی امتحانشو پس داد ... کارش درسته (10 دقیقه وقت دارم )

ممکنه عف بهم بخوره و آزاد شم ( 9 دقیقه وقت دارم )

ولی سینما که نیست ... پس می گن ولش کن یارو رو( 8 دقیقه وقت دارم )

حالا دارم از نردبون بالا می رم ... پاهامو بستن ( 7 دقیقه وقت دارم )

باید مواظبه پله ها باشم ... وگرنه پام می شکنه ! ( 6 دقیقه دیگه مونده )

پاهام طناب پیچه ... گردنم وسط گره ست (5 دقیقه وقت دارم )

یکی بیاد طنابو باز کنه ..... (4 دقیقه مونده )

کوه ها رو نگاه .... عجب آسمونی ! ( 3 دقیقه وقت دارم )

لامسب چه روز قشنگیه واسه مردن ( هنوز 2 دقیقه وقت دارم )

صدای لاشخورا میاد ... قارقار کلاغا ( 1 دقیقه وقت دارم )

حالا تاب می خورم برو که رفتیم .....

دیگه وقت ندارم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 13:40  توسط علی   | 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات

 می کنه بدون براش مهمی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده

 و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی

اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده

 و نگات می کنه بدون واسش قشنگی

اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده

و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره

اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف

 می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته

اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات

 فقط سکوت می کنه بدون دیوونته

اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده

 بدون براش همه چی بودی

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله

 بدون بدونه تو می میره

اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده

 بدون بدون تو مرده

اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه

 سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 13:38  توسط علی   | 

                     

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم.

همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم.

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم.

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانه جانم , گل ياد تو درخشيد,

باغ صد خاطره خندید,

عطر صد خاطره پیچید.

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم,

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم,

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو , همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت,

من , همه محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام,

بخت , خندان و , زمان رام.

خوشهء ماه فرو ریخته در آب,

شاخه ها دست برآورده به مهتاب.

شب و صحرا و گل و سنگ,

همه , دل داده به آواز شباهنگ.

یادم آمد تو به من گفتی: ((از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن!

آب , آیینهء عشق گذران است.

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است,

باش فردا , که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی , چندی از این شهر , سفر کن!))

با تو گفتم: ((حذر از عشق ندانم.

سفر از پیش تو هرگز نتوانم,

نتوانم!))

روز اول که دل من به تمنّای تو پر زد,

چون کبوتر بر لب بام تو نشستم.

تو به من سنگ زدی , من نرمیدم , نه گسستم.

باز گفتم که تو صیّادی و من آهوی دشتم,

تا به دام تو در افتادم , همه جا گشتم و گشتم,

حذر از عشق ندانم,

سفر از پیش تو هرگز نتوانم , نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت.

مرغ حق , نالهء تلخی زد و بگریخت...

اشک در چشم تو لرزید,

ماه بر عشق تو خندید.

یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم,

پای در دامن اندوه کشیدم,

نگسستم , نرمیدم...

رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهای دگر هم,

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم,

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...

بی تو امّا به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 13:35  توسط علی   |